ستاد خبری

ستاد خبری

اوقات شرعی

پنج شنبه، ۳ فروردین ۱۳۹۶
اذان صبح : ۰۵ : ۳۸ : ۴۹
طلوع خورشید : ۰۷ : ۰۴ : ۲۰
اذان ظهر : ۱۳ : ۱۱ : ۰۱
غروب خورشید : ۱۹ : ۱۸ : ۱۷
اذان مغرب : ۱۹ : ۳۵ : ۲۴
rahim-moazenzadeh.swf 05 : 38- 13 : 11- 19 : 35

پیوندها

امام
رهبری
    ریاست جمهوری
    ارشاد
    وزارت اط
  • پیدایش،رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیون (قسمت دوم)

moaned2   

شناسایی و بررسی تحلیلی

پیدایش ، رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیون

قسمت ( دوم  )

بسمه تعالی


مقدمه ؛

برای شناخت گروه های معاند و احزاب اپوزیسیون و این که این معانی بر چه کسانی بار می شود یا در حقیقت اپوزیسیون کیست ؟ و چرا به آنها اپوزیسیون اطلاق می گردد لازم است ابتدا تعریفی دقیق و همه جانبه از آن ارائه داده تا بتوانیم به راحتی مصداقهای آن را شناسایی و مورد بررسی قرار دهیم.

هر تعریف دارای دو وی‍‍‍ژگی مهم و کلی است . به عبارت دیگر هر تعریفی باید جامع و مانع باشد. جامع یعنی اینکه تعریف همه مصادیق خود را در بر گیرد و مانع یعنی اینکه آن تعریف به گونه ای باشد که هیچ مصداق غیر خودش را در خود راه ندهد.

برای روشن تر شدن مسئله به این مثال توجه کنید:

چنانچه در خصوص تعریف "انسان " گفته شود "انسان حیوان است" این یک تعریف جامع می باشد زیرا تمامی انسانها حیوان هستند لاکن تعریف مانعی نیست زیرا سایر حیوانات دیگر را مشمول خود نموده است که انسان نیستند. اما اگر در تعریف انسان گفته شود " انسان حیوان ناطق ضاحک است " چنین تعریفی یک تعریف جامع و مانع است و در حقیقت کامل می باشد.

در مورد تعریف اپوزیسیون نیز چنین است اگر تعریف ما از اپوزسیون جامع و مانع نباشد درتشخیص مصادیق آن دچار مشکل شده و اختلاف دیدگاهی در مورد افراد، احزاب و جریانات از آن ناشی خواهد شد. بنابراین ارائه یک تعریف دقیق و کامل برای پرهیز از اختلافات ضروری به نظر می رسد. البته بر همین اساس افراد سیاسی ،جناحی و رسانه ای از کلمه اپوزسیون به غلط در غیر جای خود استفاده نموده و تلاش می کنند سایر احزاب و گروهها را با این کلمه از میدان به در کنند. با عنایت به اینکه اپوزسیون دارای بار منفی بوده می‌تواند این مسئله تبعات زیادی را برای جامعه به دنبال داشته باشد.

1-تعریف اپوزیسیون:

       تعریفی که از اپوزیسیون مورد نظر ماست به شرح زیر می باشد.

"به هر فرد، گروه، حزب، دسته، جمعیت، فکر، مرام که مخالف نظام حاکم بوده و برای براندازی آن تلاش و فعالیت نماید اپوزیسیون گفته می شود. "

در این تعریف سه نکته اساسی لحاظ گردیده است:

 

الف: در این تعریف "تعداد" (کمیت) ملاک نمی باشد، ممکن است در یک نظامی یک نفر بدون اینکه در ابتدا دارای حزب و گروه و تشکیلات باشد اپوزیسیون نظام بوده و در جهت مخالفت با آن فعالیت نماید. بنابراین در نظامهای گوناگون تعداد افراد اپوزیسیون آن نظام ممکن است متغیر باشد در نتیجه هر نامی که برای تعدادی از اپوزیسیون نظام ها گذاشته شودمی تواند در این تعریف گنجانده شود از قبیل سازمان ، انجمن، هیئت و ....         

 

ب: هر نظامی که در عرصه بین المللی تشکیل می شود فارغ از اینکه آن نظام دارای چه ایدئولوژی و یا گرایش فکری سیاسی بوده و چه دیدگاهی دارد همه این نظام ها بلا استثناء دارای یک چارچوب و هدف هستند. افراد، گروهها و احزابی هستند که درون این چارچوب با یکدیگر رقابت می کنند و در نتیجه این رقابت هر از چندی یک گروه دولت حاکم بر آن نظام را در دست می گیرد/. دولت یک تیم از افراد سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و ... هستند که دارای برنامه و دکترین بوده و معتقد این برنامه و دکترین اهداف نظام را پیش خواهد برد و در نتیجه تبلیغات، مردم به آنها رای داده و دولت را به آنها می سپارند. ازسوی دیگر گروهها و احزاب دیگر در درون همان نظام و از همان ابتدا با برنامه های دولت حاکم مخالفت می کنند و معتقدند که برنامه ها و دکترین آنهاست که اهداف و چارچوب نظام را به پیش خواهد برد . لذا ضمن مخالفت قانونی با دولت، برنامه های خود را تبلیغ می کنند و چندی بعد ممکن است مردم به برنامه های آنها رای دهند و دولت را به آنها بسپارند . در حقیقت به این احزاب و گروهها که در چارچوب یک نظام با یکدیگر رقابت می کنند اپوزیسیون گفته نمی شود. بلکه آنها رقیب یکدیگر هستند . به عنوان مثال : در نظام ایالات متحده آمریکا هنگامی که حزب جمهوری خواه دولت را در دست دارد از همان ابتدا حزب دمکرات با برنامه ها و دکترین حزب جمهوری خواه مخالفت کرده و برنامه های خود را تبلیغ می کند در نتیجه ممکن است چهار یا هشت سال بعد حزب دمکرات با رای مردم سکان دولت را در دست بگیرند و این چرخه همینطور ادامه پیدا می‌کند.

در نظام جمهوری اسلامی نیز مدتی دولت دوران جنگ سکان هدایت دولت را در دست گرفت و بعد از مدتی با رای مردم دولت سازندگی ، بعد از مدتی دولت اصلاح طلبان و چندی بعد دولت اصول گرا و بعد از آن ممکن است دولت دیگری با رای مردم قدرت دولت را در دست بگیرد . هر کدام از دولتهای فوق که مشغول هدایت دولت هستند ممکن است سایر گروهها در چارچوب قانونی با دولت وقت مخالفتهایی را اعمال نمایند. بنابراین به این گروهها و احزاب ،اپوزیسیون اطلاق نمی شود بلکه همانطور که گفتیم به آنها رقیب گفته می شود. اما احزاب و گروهها و دسته هایی هستند که مخالفت با دولت فقط ملاک عمل آنها نیست . این گروهها با اصل و اساس نظام مخالفت می کنند و در صدد هستند که نظام حاکم را سرنگون کرده و یک نظام جدید را در کشور خود حاکم گردانند . مثلاً : در کشور ترکیه که نظام لائیک حاکم است برخی از گروهها و احزاب تلاش می کنند که نظام لائیک ترکیه را از بین برده و یک نظام اسلامی جایگزین آن نمایند. بنابراین نتیجه میگیریم اپوزیسیون به افراد و احزاب و گروههایی اطلاق می شود که مخالفت خود را بر پایه مخالفت بااصل و اساس نظام موجود گذاشته باشند و در صدد باشند که نظام جدیدی را پایه‌ریزی نمایند.

 

ج: یکی از نکات مهم در این تعریف بحث مهم فعالیت می باشد . فعالیت مورد نظر در این تعریف عبارت است از هر نوع اقدامی که در جهت براندازی نظام حاکم پی ریزی شود خواه این فعالیت یک اطلاعیه ، یک سخنرانی و یا یک مصاحبه باشد، خواه یک اقدام ترور یا بمب گذاری و یا اقدام براندازانه

همه این اقدامات به عنوان فعالیت علیه نظام حاکم تلقی خواهد شد . در اینجا ممکن است این شائبه پیش آید که آیا هیچ فرقی بین یک مصاحبه یا سخنرانی و یک اقدام بمب گذاری و ترور به عنوان فعالیت علیه نظام وجود ندارد؟

در جواب باید گفت که خیر. هیچ فرقی از نظر اطلاق فعالیت بر این اقدامات وجود ندارد زیرا همه آنها اقداماتی است که علیه نظام حاکم با نیت و در جهت براندازی صورت گرفته است. تنها فرقی که در این نوع فعالیتها وجود دارد نوع برخورد با کسانی است که این اقدامات را انجام داده اند مثلاٌ: ممکن است کسی که یک اطلاعیه و یا مصاحبه و یا سخنرانی علیه نظام حاکم انجام داده است از طرف دستگاههای ذی ربط احضار و در یک محیط دوستانه با آنها صحبت شده و آنها را متنبه کرده و سپس آزاد نمایند. اما در اقداماتی مانند ترور و یا بمب گذاری ، اقدام کنندگان با احکامی همچون زندان طویل المدت و یا اعدام روبرو می شوند . از طرف دیگر در بعضی از مواقع و برخی از نظامها ممکن است همین اطلاعیه یا مصاحبه و یا سخنرانی در جهت براندازی بتواند آن نظام را با مشکلات عدیده و متمادی روبرو نماید و اقداماتی مانند ترور و بمب گذاری وحدت آحاد آن نظام را بیشتر نماید.

در پایان بحث "تعریف" یک نکته قابل ذکر است و آن اینکه اولاً همه اپوزیسیونی که با نظام حاکم مخالفت می کنند طبیعتاً با دولت حاکم هم مخالف هستند . ثانیاً این تعریف فقط در کشورهایی که دارای نظامهای چند حزبی هستند صادق است. در کشورهای تک حزبی مشخص است هر کس با دولت حاکم مخالف باشدبدان معنی است که با نظام حاکم هم مخالف است زیرا دولت و نظام نعل به نعل تابع هم هستند.

 

 2-طبقه بندی اپوزیسیون بر اساس خاستگاه فکری :

    سال 1370 یک نقطه عطفی در بررسی و شناخت اپوزیسیون جمهوری اسلامی است همانطور که می دانیم دهه 70 از اهمیت خاصی برخوردار است هم برای نظام ما و هم برای نظام بین الملل .

تغییر و تحولاتی که قبل و بعد از دهه 70 روی داده است اهمیت این موضوع را دو چندان می کند . بنابراین محور بحث ما از این به بعد به قبل و بعد از دهه 70 تقسیم بندی می گردد.

قبل از دهه 70 نظام بین الملل به دو قطب عمده دسته بندی می شد. یک قطب ،نظام سرمایه داری و کاپیتالیسم به سردمداری آمریکا و جهان غرب و قطب دیگر نظام کمونیسم به سردمداری کشور شوروی سابق و اقمار آن.

احزاب و گروههای اپوزیسیون کشور ما نیز به پیروی از سایر اپوزیسیون کشورهای دیگر هر کدام به لحاظ ساختار فکری به یکی از این دو قطب وابسته بودند و آبشخور فکری و عقیدتی آنها از یکی از این دو قطب پیروی می کرد. با این توضیح به طور عموم می توان گروههای اپوزیسیون را به دو دسته کلی تقسیم بندی نمود.

 

الف: گروههای معروف به چپ : مانند چریکهای فدایی خلق (اقلیت و اکثریت) حزب کمونیست ایران ، سازمان انقلابی پیکار، سازمان انقلابی راه کارگر ، حزب توده و ...و همه گروههایی که مرام آنها کمونیستی و چپ بود را می توان در این دسته وارد نمود.

 

ب: گروههای معروف به راست : مانند سلطنت طلبان ، درفش کاویانی ، جبهه ملی ، گروه بختیار، نهضت آزادی و ...و همه گروههایی که دارای مشی و مرام کاپیتالیستی و یا سرمایه داری و یا لیبرال دمکراسی باشند را می توان در این تقسیم بندی جای داد.

در این میان گروههایی از اپوزیسیون هم وجود داشتند که در وحله اول در هیچ یک از طبقه بندی فوق قرار نمی گرفتند مانند گروه فرقان لیکن چنانچه هر یک از این گروهها که در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستاده اند را واکاوی و بررسی نماییم قطعاً در یکی از تقسیم بندی فوق قرار خواهند گرفت.

 

3- تغییرات اپوزیسیون قبل و بعد از دهه 70 :

 در این بخش به تغییر و تحولاتی کلی اپوزیسیون پرداخته خواهد شد.

 الف: تغییر ساختار تشکیلاتی از سلسله مراتبی به گروهی

 

       قبل از دهه 70 ساختار تشکیلاتی اکثریت گروههای اپوزیسیون به صورت سلسله مراتبی بود بدین معنی که در راس هر گروه یک قوه عاقله ( متشکل از یک یا چند نفر ) قرار می گرفت، این قوه عاقله در برخی از گروهها رهبر یا دبیر کل ،هیئت سیاسی، هیئت اجرایی، شورای مرکزی و یا ... نامیده می شد . این قوه عاقله دارای چند زیر مجموعه بود و هر کدام از این زیر مجموعه نیز خود به زیر مجموعه های کوچکتر تقسیم می شدند و به همین ترتیب این زیر مجموعه ها ادامه پیدا می کرد تا به افراد می رسید در این ساختار اغلب تصمیم گیری‌ها در قوه عاقله انجام و به عنوان دستور و بخشنامه به زیر مجموعه های مربوطه ارجاء و در انتها افراد آن را اجرا می‌کردند. از سوی دیگر افراد و اعضای سازمان مجاز نبودند نظرات شخصی خود را به مرحله اجرا بگذارند زیرا در این صورت بر خلاف دستور تشکیلات مطبوع خود رفتار کرده بودند و مورد برخورد تشکیلات قرار می گرفتند. اما بعد از دهه 70 این روش به کلی منسوخ و ساختار تشکیلاتی آنها از سلسله مراتبی به گروهی تغییر کرد بدین ترتیب که همه اعضای رسمی سازمان ضمن برخورداری از حق رأی می توانند در همه تصمیم گیری‌های سازمان مشارکت داشته باشند و در این صورت رأی اکثریت اعضا ملاک عمل قرار می‌گیرد وقوه عاقله می بایست رأی اکثریت را اجرا نماید.

ب: تغییر شیوه فعالیت از عمدتأ مخفی به کاملأ آشکار

  قبل از دهه 70 فعالیت اکثریت اپوزیسیون به صورت مخفیانه انجام می گرفت . خانه های تیمی، اجرای قرارها، نوشتن مقاله ها، اماکن تشکیلاتی و اسامی اعضای سازمان اکثرأ به صورت مخفی و با پوشش انجام می‌گرفت به عنوان مثال : چنانچه قرار بود در خصوص یک مسئله مثلأ "جنگ" اطلاعیه پخش شود تصمیم گیری در خصوص محتویات اطلاعیه ، بخش مربوطه ، عوامل پخش، زمان پخش و چگونگی پخش اطلاعیه همه و همه به صورت مخفیانه انجام می گرفت. تمامی مسائل سازمان بر همین اصول استوار بود . اما بعد از دهه 70 این مسائل کاملأ تغییر نمود و اکثریت مسائل سازمانی صورت کاملأ آشکار به خود گرفت . اسامی مستعار از بین رفت و اسامی واقعی اعضای سازمان جای آن را گرفت ، تصاویر اعضای اصلی سازمانها بر روی رسانه ها و اینترنت منتشر شد،جلسات سازمانها با حضور اصحاب رسانه ها و نماینده سایر گروهها تشکیل و اطلاعیه با نام و امضاء نویسنده آنها منتشر شد. به صورت کلی سازمانها و اعضای آنها تلاش نمودند که کلیه فعالیتهای آنها آشکار و در سایتها و رسانه انعکاس علنی پیدا کند .

ج: تغییر فعالیت از شیوه براندازی سخت به براندازی نرم

  قبل از دهه 70 فعالیت اپوزیسیون در قالب براندازی سخت صورت می گرفت . حمل سلاح، کپسول سیانور، قرارهای مخفیانه، تعقیب و ضد تعقیب همه و همه از مواردی بود که اعضای سازمانهای اپوزیسیون به شدت آنها را رعایت و جزء لاینفک اصول تشکیلاتی آنها بود.

از جمله موارد دیگر تشکیل تیمهای عملیاتی، تشکیل بخشهای مخفی و ... را می توان نام برد. اما بعد از دهه 70 گروههای اپوزیسیون از این مسائل دست برداشتند و به تأسیس انجمنهای علمی گوناگون، برگزاری کلاسهای آموزشی در تمامی زمینه ها برای اعضای سازمان و حتی سایر اعضای جامعه پرداختند. آنها سعی نمودند از امکانات شهری و اجتماعی که به صورت قانونی می توانستند فراهم کنند استفاده نموده نگاه و بخشی از جامعه را به سوی خود معطوف دارند.

حال اینکه تفاوتهای براندازی نرم و سخت چیست؟ هر کدام از این دو روش چه محاسن و چه معایبی دارد؟ شیوه ها و روشهای هر کدام چیست؟ تأثیر هر کدام از این روشها در جامعه و آحاد آن به چه کیفیتی می باشد؟ بحثی است که پرداختن به آن مقوله ای دیگر را می طلبد که می توان آن را در مباحثی همچون جنگ نرم و براندازی نرم پیگیری نمود.

د: تغییر گرایش فعالیت از سلولی به اتحاد و ائتلاف

 سازمانها و گروههای اپوزیسیون در قبل از دهه 70 هر کدام به صورت سلولی یا مستقل عمل می کردند بدین معنی که هر گروهی خود را به تنهایی آلترناتیو جمهوری اسلامی می دانست و تلاش می کرد که ضمن سرنگونی جمهوری اسلامی نظام مورد علاقه خود را جایگزین آن نماید. این مسئله در اطلاعیه ها، مقالات و نشریات آنها به صورت روشن بیان می گردید. به عنوان مثال : حزب توده معتقد بود که تنها آلترناتیو و جانشین نظام جمهوری اسلامی گروه متبوع آنها می باشد و همه تلاش خود را معطوف این مسئله می کرد وهیچیک از آنها حاضرنبودند حتی در تئوری هم که شده سهمی برای سایرین قائل شوند .بررسی این مسئله که این نظریات تا چه حد با شرایط ایران اسلامی مطابقت دارد و تا چه میزان می توانند همراهی مردم و جامعه را به دنبال خود داشته باشند از جمله مباحثی است که معمولأ یا به آن نمی پرداختند و یا توهم گونه می پنداشتند که زمینه راه اندازی چنین نظامهایی در ایران فراهم است .

اما با گذشت زمان و مهاجرت اجباری اعضا و کادرهای این گروهها به خارج از کشور آنها را از خواب خرگوشی بیدار نمود و یخهای فکری آنها باز شد در نتیجه به سمت اتحاد های مختلف گرایش پیدا نمودند. گروههای چپ سعی کردند از اختلافات جزئی چشم پوشی نموده و بستر را برای یکپارچه کردن گروههای هم سو فراهم نمایند، بدین ترتیب گروههای مانند سازمان اکثریت، سازمان جمهوری خواهان ملی ، حزب دمکراتیک مردم ایران و بخشی از اعضای گروهک کشتگر، اتحاد جمهوری خواهان ایران "آجا" را راه اندازی نمودند. گروهی دیگری از سازمانهای چپ مانند بخشی از حزب توده ،سازمان اقلیت، سازمان انقلابی راه کارگر، حزب کمونیست ایران و ... اتحاد جمهوری خواهان لائیک را برپا نمودند، در طیف گروههای راست، سلطنت طلبان، جبهه ملی و مشروطه خواهان پادشاهی ، سازمان جمهوری خواهان را سازماندهی کردند. مجددأ با گذشت زمان و عدم کارآیی این اتحادها و مخصوصأ بعد از حمله آمریکا به عراق و افغانستان قوه عاقله گروههای اپوزیسیون به این نتیجه رسیدند که کلیت اپوزسیون گذشته از همه اختلاف نظرهایی که با هم دارند یک نقطه اشتراک در میان آنها وجود دارد و آن براندازی نظام جمهوری اسلامی است لذا با رهنمود عوامل سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل حول محور مشترک براندازی نظام با یکدیگر ائتلاف نمودند یعنی گروههایی که قبل از دهه 70 کاملأ با هم مرزبندی داشته و اصطلاحأ سایه همدیگر را با تیر می زدند در یک جبهه واحد علیه نظام وارد مبارزه شدند که نمونه عینی آن را در وقایع تیرماه سال 78 و اغتشاشات روز عاشورای سال 88 به خوبی می توان جستجو نمود.

ه: تغییر نگرش از حکومتهای اتو پیایی به سمت جمهوری و دمکراسی

 سازمان ها و گروه های اپوزیسیون قبل از دهه 70 هر کدام خود را به تنهایی آلترناتیو جمهوری اسلامی می‌دانستند و برای دوران بعد از سرنگونی ، حکومت های مورد نظر خود را که ناشی از عقبه فکری آنها بود مطرح می کردند . اکثر این گروه ها به دنبال حکومت های آرمانی بودند . در نوشته ها و سخنان تئوریسین های آنها یک ناکجا آباد و مدینه فاضله همیشه مطرح بود.مثلا حزب توده به دنبال استقرار یک حکومت کمونیستی که در نهایت به سوسیالیسم ختم شود بود و تلاش می کرد مقدمات برپایی این حکومت را در ایران مهیا نماید یا سازمان راه کارگر به دنبال جایگزینی حکومت پرولتاریای کارگری در ایران بود و یا حتی گروه های سلطنت طلبان تلاش می کردند مجددا حکومت سلطنتی در ایران برپا نمایند که در این نظام، پادشاه سلطنت کند نه حکومت. در نتیجه تقریبا تمامی گروه ها و احزاب اپوزیسیون حکومت غایی مورد نظر خود را یک حکومت اتوپیایی و حکومتی که تا کنون شکل واقعی ویا به عبارتی "واقعا موجود" را نداشته است بیان می نمودند . اما بعد از دهه 70 و با تغییرشرایط داخلی و خارجی و تاثیرپذیری از کشورهایی که به آنجا مهاجرت کرده بودند تغییر نگرش فکری در آنها پدید آمد و به این نتیجه رسیدند که اینگونه حکومتها حداقل با شرایط کنونی کشور ما همخوانی ندارد و باید به سمت واقعیت ها پیش رفت لذا عنوان کردند که به دنبال حکومتی مانند همه حکومت های جمهوری که در غرب وجود دارد هستند،زعم خود که حداقل دمکراسی در آنها رعایت شود

4- علل و عوامل تغییرات در اپوزیسیون بعد از دهه 70

      عوامل بررسی شده در قسمت 3 از اهمیت خاصی برخوردار است و می طلبد که پیرامون آن تحقیقات گسترده ای صورت گرفته و مسائل به صورت عمیق و ژرف مورد تدقیق موشکافانه قرار گیرد. لاکن مهمتر از آن بررسی این مسئله است که چرا این تغییر و تحولات رخ داد و چگونه این گروهها و سازمان ها این تغییرات را پذیرفتند. این چرخش 180 درجه ای باعث گردید بسیاری از اصول اولیه سازمانهای مورد علاقه خود را زیر پا گذاشته و از آن چشم پوشی نمایند. با توجه به مطالب فوق مهمترین علل و عوامل این تغییرات را می توان چنین بیان نمود:

الف: تغییر شرایط بین المللی

 با نگاه سطحی به مسائل جهانی و بررسی مختصر آن می توان به سادگی شرایط بین المللی قبل و بعد از دهه 70 را احصا و تفاوت آن را با وضوح و شفافیت فوق العاده ملاحظه نمود . یکی از این موارد پیشرفت تکنولوژی می باشد. وضعیت تکنولوژی قبل و بعد از دهه 70 اصلأ با یکدیگر قابل مقایسه نیست. ویدئو، فاکس، موبایل ، کامپیوتر، ماهواره، تجارت الکترونیک، اینترنت،چت و گفتگو، اطاق پالتاک همه و همه از مصادیق پیشرفت تکنولوژی هستند که تا قبل از دهه 70 فقط در داستانهای تخیلی قابل پذیرش بود لاکن بعد از دهه 70 همه آنها به واقعیت تبدیل و جزء لاینفک زندگی بشریت گردید.

باز از جمله این موارد می توان به انفجار اطلاعات اشاره نمود با پیشرفت تکنولوژی درهای اطلاعات محرمانه و غیر قابل دسترسی بر روی بشریت باز گردید. همه مردم حتی در ممالک، شهرها و روستاهای دور افتاده نیزبا یک جستجوی ساده می توانستند به هر نوع اطلاعاتی که مورد نیاز آنها بود دسترسی داشته باشند. دیگر هیچ پدیده و اتفاقی در جهان قابل مخفی کردن نبود و در کمتر از حد تصور در تمام جهان گسترش پیدا می کرد. مردم جهان با دسترسی به اینترنت و ماهواره به راحتی در منازل خود می توانستند اطلاعات گوناگون را از اقصا نقاط جهان در برابر دیدگان خود ملاحظه کنند که تا قبل از آن برای بدست آوردن هر کدام از آنها زحمات، هزینه ، وقت و عمر زیادی را باید صرف می نمودند.

ب: ثبات نظام جمهوری اسلامی

 زهنیت عمومی اپوزیسیون و افکار عمومی اعضا و هواداران آنها قبل از دهه 70 بگونه ای بود که احساس می‌کردند در هر یک از مشکلات پیش روی جمهوری اسلامی امکان و درصد سرنگونی نظام بسیار بالاست و همواره بر این اعتقاد بودند که سرانجام جمهوری اسلامی در برابر یکی از این بحرانها و موانع زانو زده و سرنگونی انجام خواهد شد و آنها قدرت را در دست خواهند گرفت حتی در دهه 60 که سیل مهاجرت اعضای آنها به خارج از کشور شروع گردید بر این اعتقاد بودند که مهاجرت دیری نخواهد پایید و با سرنگونی نظام، آنها ظفرمندانه وارد کشور خواهند شد به همین خاطر در کشورهایی که به آنجا مهاجرت کرده بودند حالت اسکان موقت را برای خود انتخاب و بقول تئورسین های گروهها اپوزیسیون " چمدانهای خود را باز نکرده بودند" و این فکر و زهنیت که به زودی نظام سرنگون خواهد شد و آنها به کشور باز می گردند انگیزه، پشتکار و تلاش آنهارا در مبارزه با نظام دو چندان می کرد. از طرف دیگر مشکلات عدیده ای که اپوزیسیون ،استکبار جهانی و مخالفین منطقه ای نظام برای آن بوجود آورده بودند بازتاب یک نظام با ثبات نبود. قائله ها و اغتشاشاتی که در اقصا نقاط کشور بروز کرده و گروههای اپوزیسیون با حمایت قدرتهای جهانی و منطقه ای به آن دامن می زدند از قبیل قائله کردستان ، قائله گروههای چپ در ترکمن صحرا، گروههای وابسته خلق بلوچ در جنوب شرقی کشور، بلوای گروههای موسوم به خلق عرب در جنوب کشور از جمله مواردی بود که اپوزیسیون برای سرنگونی نظام به آن دل خوش کرده بود . با فروکش کردن این بحرانها جنگی ویرانگر با حمایت اکثریت قریب به اتفاق کشورهای اروپایی با سردمداری ایالات متحده آمریکا و چشم پوشی اتحاد جماهیر شوروی بر نهال نو پای انقلاب اسلامی تحمیل گردید. این جنگ بقدری اپوزیسیون را با توهم سرنگونی برسر شوق آورد که سازمان منافقین یعنی حرفه ای ترین سازمان تشکیلاتی اپوزیسیون را وادار کرد در کشور متخاصم یعنی عراق و در نزدیکی های مرز ایران اردو زده تا به محض سرنگونی نظام اولین گروه از اپوزیسیون باشد که وارد کشور می گردد. علاوه بر همه این موارد وضعیتی بود که نظام در عرصه بین المللی با آن روبرو بود با کار شکنی دولتمردان اروپایی و آمریکایی و لابی قدرتمند صهیونیست ها در مجامع بین المللی نظام از دستیابی به کرسی های بین المللی و عرض اندام در این سازمانها به دور مانده بود.

از طرف دیگر اپوزسیون بر این باور بود که اگر با هیچ یک از این عوامل سرنگونی نظام تحقق نیابد با توجه به کهولت سن رهبری نظام که به عنوان ستون اصلی استواری آن در برابر مشکلات بود به زودی این رهبری را از دست خواهد داد و جنگ قدرت در درون کشور شروع و در نهایت سهولت خواسته آنها یعنی سقوط نظام جامه عمل به خود خواهد پوشید. با شروع سالهای ابتدایی دهه 70 نظام به سلامت از همه این دشواری ها عبور کرده بود بحرانها مهار ، جنگ طلبان در رسیدن به اهداف خود ناکام، جانشین قدرتمند رهبری انتخاب و نظام در عرصه بین المللی به یک بازیگر تأثیر گذار تبدیل شده بود. همه این رویدادها یأس و نا امیدی اپوزسیون را به دنبال داشت . اسکان های موقت به دائمی و چمدان های بسته باز گردید. تأثیر این عوامل بقدری عمیق بود که بسیاری از سازمانها و گروههای اپوزیسیون شعار سرنگونی را از صدر و ذیل اطلاعیه ها و شاه بیت سخنرانی ها ، مصاحبه ها و مقالات خود حذف نمودند.

 ج: مدیریت مناسب اپوزیسیون توسط دستگاههای ذی ربط

  با بررسی انقلابات مردمی که در کشورهای مختلف دنیا روی داده پی به چگونگی برخورد انقلابیون با اپوزیسیون خود خواهیم برد. انقلاب بلوشویکها در روسیه ، انقلاب جمهوریخواهان در فرانسه ، انقلاب کمونیستی مائو در چین و یا انقلاباتی که در دهه های گذشته تحت عنوان انقلابات مخملی در کشورهای گرجستان ، لهستان، لیتوانی، اوکراین و ... روی داد با مختصر تحقیق و تفحص در سرگذشت آنها یک نکته به خوبی بدست خواهد آمد و آن اینکه همه این انقلابات با توجه به نو پا بودن آنها به شدت با اپوزیسیون خود برخورد کردند و به صورت مبالغه آمیزی آنها را از مواهب شهروندی و اجتماعی محروم و با قوه قهرآمیز فعالین و کادرهای اصلی و فرعی آنها را روانه جوخه های اعدام ، زندانهای طولانی و تبعیدهای گوناگون کردند. کافی بود یک نفر از اعضای یک خانواده عضو و یا حتی مشکوک به فعالیت در یکی از سازمانهای اپوزیسیون باشد تمامی اعضای خانواده با محرومیت ها و آزار و اذیت های گوناگون روبرو می گردیدند. این مسئله بقدری با شدت و حدت اعمال می شد که اعتراض شدید سازمانها و گروههای حقوق بشری را (که در ابتدا حامی این انقلابها بودند) به دنبال داشت.

اما در انقلاب اسلامی ایران دستگاههای ذی ربط امر اپوزیسیون علی رغم جوان بودن ، نداشتن هیچگونه آموزش خاص و حرفه ای ، مرتبط نبودن با هیچ یک از سرویسهای اطلاعاتی رایج در دنیا ، فقط وفقط بر اساس آموزه های دین مبین اسلام و با سعه صدر تمام و تسامح و تساهل وصف ناپذیر بد اخلاقی ها و هنجار شکنی اپوزسیون را تا زمانی که سلاح در دست نگرفته بودند و به ترور و قتل دست نزده بودند تحمل کردند و بعد از مقابله و سپس تسلیم با مدارا با آنها رفتار نمودند که این مسئله تأثیر شدیدی بر اعضا و هواداران این گروهها که اندک تعقل و علاقه ای به کشور و مردم خود داشتند، گذاشت تا آنجا که بسیاری از آنها از مبارزه و رویارویی با نظام دست کشیده یا به صف مردم علاقمند به انقلاب اسلامی پیوستند و یا به زندگی عادی خود برگشتند.